الان که دارم این پست رو انشاء میکنم در مسیر فرودگاه بین المللی امام هستیم
باورم نمیشه، قرار بود یکشنبه بریم به پابوس امام رضا (ع) اول دی بلیط رفت و برگشت و هتل رو رزرو کردیم اما ناغافل ورق برگشت و راهی سفر حج شدیم
قربون امام رئوف برم که خواسته منو اجابت کرد و این سفر رو در عین ناباوری ردیف کرد
چند روز پیش همسرم با یه حالت حزن و اندوهی گفت دوستان دفتر، 21 ام دارن میرن عمره چقدر دلم میخواست منم میرفتم. بی درنگ بهش گفتم خب چرا به آقا نگفتی دلم میخواد بیام گفت خیلی دیره میدونم نمیشه و جواب رد شنیدن اینجور مواقع حزن انگیزتر از نرفتنه. گفتم حالا بگو شاید فرجی شد
عصری که رفته بود دفتر درخواستش رو مطرح کرده بود و آقا هم بلادرنگ سپرده بود که اسمش رو بذارن تو لبست !!
از اون طرف یکی از دوستان با معرفتش گفته بود خب میگفتی میخوام خانمم رو هم بیارم!!! همسر هم گفته بود خواسته خودمم رو با هزار این پا و اون پا کردن مطرح کردم دیگه خانمم واقعا محاله ایشون هم گفته بود خودت نظرت چیه دلت میخواد باشه یا نه؟ گفته بود که من از خدامه
دوست بامعرفت هم گفته بود پس کارت نباشه تا فردا شب بهت خبر میدم
هیچی دیگه منم از شوق این خبر یک شب تا صبح بیدار موندم و امام رضا رو التماس کردم اجازه بده من این سفر رو برم
فردا شبش حدودای ساعت ده شب تماس گرفت و گفت مدارک خودت و خانمت رو سریع بیار تا کارهاش انحام بشه
حالا تصور کنید حال منو!!!
آرزو میکنم اگه واقعا این سفر رو دوست دارید حال منو تجربه کنید.اونم یهوویی، بی هوا، در حالی که بعد از آخرین سفر حج دیگه حتی تصورش هم برات سخته که دوباره قسمتت بشه رو تحربه کنید
اگه خدا بخواد تاخیری تو برواز نباشه ساعت 6.5 صبح به سمت جده پرواز خواهیم کرد سفرمون ده روزه هست
اگه دسترسی به نت داشته باشم حتما میام و می نویسم
کامنتهای دو پست قبلی رو هم بعد از سفر تایید میکنم
نایب الزیاره همه اوناییکه که میان اینحا رو میخونند خواهم بود
خب ما رسیدیم فرودگاه فعلا خدانگهدار
**×*********************************
روز اول: یه اتفاق خنده دار و البته حرص درار
پرواز ما طبق برنامه اعلام شده به جده بود اما مهماندار گفت از سمت مدینه میریم جده اگه سعودیا اجازه بدن مسافرا پیاده میشن والا باید بریم جده
فرودگاه مدینه که نشستیم خدا خدا می کردیم اجازه ورود به مدینه صادر بشه اما خلبان اعلام کردکه نیم ساعت تو مدینه توقف داریم
انگار یه هواپیمای ایران ایر تو مدینه چند روز خراب بوده باید با پرواز ما دو سه تا قطعه برای تعمیر میاوردن :|
تا قطعات رو از هواپیما خارح کردند 45 دقیقه طول کشید ما هم عصبانی تو هوای دم کرده هواپیمانشستیم
دوباره نیم ساعت به سمت جده پرواز کردیم و بعد از دوسه ساعت الافی تو فرودگاه جده سوار اتوبوس شدیم و حدود 7 ساعت طی مسیر کردیم تا رسیدیم مدینه
همین قدر مسخره همین قدر خنده دار!!!
دقیقا ساعت 7 شب به وقت مدینه رسیدیم هتل یعنی چیزی حدود 13ساعت تو مسیر بودیم واقغا دیگه برای هیچ کس رمقی نمونده بود
از این قوانین مسخره و دست و پا گیر عربستان همه به تنگ اومده بودند تو فرودگاه هم که کلی اذیت کردند تا اومدیم بیرون
البته که من به خودم قول دادم حالا که اینحوری این سفر برام رقم خورده نق نزنم و نهایت استفاده رو از لحظه لحظه سفر ببرم فقط، اینجا نوشتم که به یادگار بمونه
امروز رو به طور کل از دست دادیم و نوفیق زیارت ازمون سلب شد ان شاءلله روزهای بعد جبران بشه
ساعت به وقت مدینه 23.00 و به وقت ایران 23.30
******×**********************************
سال 91 که رفتم تمتع سه تا خانم بودیم که مجردی اومده بودیم حج برای همین واقعا آزادبودیم هرساعت از شبانه روز که میخواستیم میرفتیم زیارت واقعا عشق میکردیم با این حالمون. از کجا این حرف رو میزنم!؟ از اونجایی که خانمایی که با همسرانشون بودند مدام بهمون میگفتند خوش به حالتون ما باید با مردامون بریم و باهاشون برگردیم نه اجازه میدن بیشتر بمونیم نه اجازه میدن خودمون به تنهایی بریم. یادمه هشت روز مدینه بودیم هر هشت شب توفیق رفتن به روضه رضوان رو پیدا کردیم. دقیقا ساعت 12 شب میرفتیم و ساعت 2 نیمه شب برمی گشتیم هتل خیلی اذیت می کردند تا میرسیدم روضه ولی خوبیش به این بود که میرفتیم تو صف وایمیستادیم و تیکه تیکه میرفتیم جلو
اما امسال از روز ورود فقط دیروز تونستیم بریم روضه رضوان چون سع. ود. یا به شدت سختگیری میکنند و قانون گذاشته اند که مدیر هر کاروان باید اسامی رو بده و اونا هم یه ساعت رو میگند و باید طبق لیست و بر اساس تعداد اعلام شده سر ساعت تو صحن مسجدالنبی تو صف وایسی و هزارتا پیچ و خم رو عبور کنی و به دستورشون بشینی و پاشی تااااا برسی به روضه
خدا به راه راست هدایتشون کنه بعد از این همه آزار و اذیت و تو صف معطل شدن، به محض ورود به مسجد هزارتا مامور زن همچون شمر ذی الجوشن مدام داد و فریاد که
یالا یالا زود زود
خانوم خانوم احترام
خانوم خانوم بیرون
واقعا آدم از استرسی که این اجنه به آدم وارد میکنن یادش میره که کجا اومده؟ برای چی اومده؟ درخواستش چی بوده؟
جون تجربه قبلی داشتم و میدونستم این اجنه اجازه هیچ کاری رو نمیدن به محض اینکه پام رو گذاشتم روی فرش های سبز رنگ مسجد که نشونه حد و حدود مسجد زمان پیامبر هست بعد از سلام بلافاصله وایسادم به نماز و دو رکعت رو به نیابت از همه ملتمسین به سرعت خوندم . تمام نشده بود یه غول سیاهپوش بالاسرم ظاهر شد بلافاصله بلند شدم و به نشانه اطاعت راهی شدم
دوباره از غفلت اجنه استفاده کردم و قاطی گروه تازه وارد شدم و دو رکعت دیگه خوندم. هرچی التماس کردیم که احازه بدن یه خورده بریم جلوتر لااقل منبر و قبر پیامبر رو زیارت کنیم نذاشتند با بی رحمانه ترین شکل ممکن باهات برخورد میکنه و بی حرمتی میکنه
اول تا آخرش فکر کنم حدود سه دقیقه تو مسجد حضور داشتیم. سال 91 با اینکه موسم حج تمتع بود و به مراتب شلوغ تر من هر هشت شب تونستم کنار هر ستون مسجد دو رکعت نماز بخونم اما امسال یادم نمیاد آیا حاجتم رو تو نستم به زبون بیارم یا نه!؟
و بازهم میگم خدا اصلاح شون کنه سال های گذشته یه ساعتی رو به خانما اختصاص میدادن برای زیارت قبرستان بقیع اونم از پشت پنجره های مشبک اما امسال حتی اجازه نمیدن اون پایین کنار دیوار توقف کنی و یه سلام بدی. نمیدونم چه حکمتی هست که اماکن متبرک و بسیار مهم ما مسلمونا افتاده دست وهابیای... که بدعت فراوان تو دین گذاشتند و همه چی رو شرک میدونن
خدایا میشه بقیه غیبت امان زمان رو به ما ببخشی و ما شاهد ظهورش باشیم!؟؟؟
از نیمه های شب یهو یه حالت خفقان تو گلوم احساس میکنم همش خدا خدا می کردم سرما نخورده باشم اما تا این ساعت که دارم پست رو به روز میکنم (ساعت 22 به وقت مدینه) لحظه به لحظه دارم بدتر میشم
فردا باید بریم زیارت دوره (شهدای احد، قبرستان ابوطالب، زیارت حمزه شهید، مسجد قبا و...)
روز پنحشنبه هم محرم شیم بریم مکه
خدا کنه سرماخوردگی ام مثل قبل نباشه والا نمیدونم بقیه سفر چی پیش خواهد اومد
لطفا برام دعا کنید این سرما خوردگی زمین گیرم نکنه